۱۳۹۱ مهر ۲۳, یکشنبه

لغو مجوز انتشارات پينار و فراخوانده شدن مدير مسئول آن به دادگاه


تك توران : عاقبت پس از یک سال به بازی گرفتن و سر در گمی ،مجوز انتشارات پینار لغو و مدیر مسئول آن خانم شریفه جعفری به جرم پان ترکیست بودن ، تجزیه طلبی ، فرقه گرایی ، ترویج افکار ضد حکومتی و ....به دادگاه فرا خوانده شد .

ماوقع از زبان مدیر مسئول : شریفه جعفری

اینجانب با جدیت و با تلاشهای شبانه روزی با وجود مشکلات غیر قابل بیان توانسته بودم انتشارات پینار را بعنوان انتشارات فعال در سطح کشور مطرح کرده و با چاپ و انتشار کتابهای ترکی در شهرهای میانه ، زنجان و کرج نمایندگی فروش داشته باشم .پس از برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در سال 1390 دقت و حساسیت مسئولین نسبت به غرفه پینار به خاطر حضور خریداران ترک زبان بیشتر شد که پس از آن دیگر دریافت مجوز کتاب برای نشر پینار بس دشوارتر و هر چند ماه 2یا3 کتاب آن هم به زبان فارسی مجوز

می دادند که در همان ایام بنده  بارها به معاونت فرهنگی نامه نوشتم تقاضای ملاقات نمودم که هرگز جوابی دریافت نکردم با شروع شدن نمایشگاههای استانی باز هم به نشر پینار اجازه شرکت داده نشد که این خود باعث ضرر مادی و معنوی به انتشارات شد.

. با وجود اینکه هرگز معیار رسم الخطی و یا دستوری برای اصلاحیه های کتب ترکی نداده بودند.باز هر بار برای رسم الخط و نگارش ترکی دستور میدادند که این اصلاحیه ها به نوبت سوم و چهارم نیز می رسیدند و نهایت به خاطر تعدد نوبت ،کتاب غیر مجاز اعلام می شد .لازم به ذکر است که مدت هر اصلاحیه باز ماهها طول می کشید . و نهایت پس از دو سال کتاب غیر مجاز اعلام می شد. بعد از چندی با کمال تعجب به بنده اطلاع دادند که نشرپینار فعلا حق فعالیت نداشته و مجوز آن تعلیق خورده است . نزدیک به 2 ماه دلیل تعلیق و ممانعت از فعالیت را مشخص نکردند و بهانه این بود که تعداد کتابهای اصلاحیه خورده و غیر مجاز اعلام شده بیشتر از 9عدد است . طولی نکشید که کتاب« تاریخ مختصر ترک» تالیف دکتر جواد هئیت با ترجمه به فارسی پرویز شاهمرسی و کتاب شعر «سئوگی آزادلیق دیر» اثر سهراب طاهر که قبلا مجوز قبل از چاپ آنها اعطا شده بود را غیر مجاز اعلام کردند و آن بهانه ای شد بر ابطال مجوز نشر و اعلام جرم بر علیه بنده به اتهام انتشار غیر مجوز کتاب و ترویج قوم گرائی،فرقه گرائی،ایجاد اختلاف و تفرقه در میان ملت واخلال در تمامیت ارضی.

بنده پس از آن به هر جا و هر کسی که ذهنم می رسید نامه نوشته و ملاقات کردم ، ازنمایندگان مجلس گرفته تا به وزیر ، معاونت فرهنگی و غیره که تنها پاسخی اعلامی این بود مساله شما بسیار فرق می کند . تنها چیزی که به من گفتند مشکل حل می شود و باید رضایت اداره اطلاعات استان آذربایجان شرقی و اداره کل فرهنگ و ارشاد تبریز را جلب و از آنها رضایت نامه بیاورید . بنده چندین بار از تهران به تبریز رفتم و روزها عللاف شدم ومنت کشی کردم اما نتیجه ای حاصل نشد و نهایت دریافتم که َآنها قصد سر در گم کردن بنده و کش دادن مساله را دارند و چه قدر با بی انصافی و بی وجدانی با وجود اینکه بارها مشکلات مادی و معنوی خود را مطرح کرده بودم ، برای اینکه فرصتی برای انجام افکار و نقشه های شوم خود داشته باشند مدام با دروغ گویی اعلام می کردند که نگران نباشم فقط صبر کنم و درست خواهد شد.

پرونده انتشارات پینار بدون اطلاع بنده در مورخ 20/6/90 در نوزدهمین جلسه تجدید نظر رسیدگی به تخلفات ناشرین مطرح و شدید ترین محکومیت مندرج در بندهای «ه» و «ط» ماده 5 آیین نامه رسیدگی به تخلفات ناشرین و وفق بند 7 ماده 6 این آیین نامه مجوز انتشارات به صورت دائم ابطال گردیده است. به این تصمیم اعتراض نموده ام و هر بار که مراجعه می کنم اعلام می نمایند که فعلا جلسه تجدیدنظر تشکیل نشده است با اینکه یکسال از اعتراض من گذشته است تشکیل نشدن جلسه نیز یکی از همان دروغهایی هست که به من می گفتند و بار آخر هم که به همراه وکیلم مراجعه کردم بس از پیگیری زیاد نه تنها پرونده ام پیدا نشد هیچ زمان مشخصی برای تاریخ جلسه رسیدگی به اعتراض اعلام نشد و عملا آخرین امیدهایم برای نقض حکم بر ابطال مجوز به یاس تبدیل شد.

در اثنای پیگیری پرونده متوجه شدیم که جلسه تجدید نظر هیئت رسیدگی به تخلفات ناشرین بصورت بدوی برگزار شده و هرگز چنین جلسه ای برگزار نخواهد شد و تمامی اینها بازیی بیش نبوده است . اینبار جناب وکیل که بارها با خود بنده به وزارت ارشاد رفتیم درخواست روئت شکایت ارشاد و یک نسخه از آن شدند که آنها باز زیر بار نرفتند و گفتند که همه چیز شفاهی اعلام می شود . وبا این شفاهی اعلام کردن نیز یک سال دروغ می گویند هر کاری دلشان می خواهد انجام می دهند. اینک بنده با اینکه 300 عنوان کتاب چاپ و پخش کرده بودم و همه با مجوز ارشاد بود امروز چنان به خاطر جرم ناکرده محکوم شده بودم که هر کس بعد ازآن مرا میدید انگار با یک شخصیتی خطرناک و تروریست روبرو می شد و در حقیقت برای کسی که نام پان ترکیستی می گذارند با همان دید به او می نگردند و جایی نیز برای اثبات بی گناهی خودمان نداشتیم . کتابهای «تاریخ متختضر ترک» و «سئوگی آزادلیق دیر» دارای مجوز قبل از چاپ می باشند و ممیزهای اداره ارشاد نیز متن و رسم الخط آن را تایید نموده اند که اسناد دال بر وجود مجوز قبل از چاپ و نظر ممیزها به دادگاه و کمیسیون ارائه شده است. کتابها در حال انجام مراحل چاپ در چاپخانه بود که با مراجعه بنده به کارمند مربوطه جهت تحویل کارت کتاب و مجوز نهایی با وجود اماده بودن مجوز و کارت کتاب از تحویل آن خودداری نمودند و با نشان دادن گزارش اداره کل ارشاد استان اذربایجان شرقی درخواست تعلیق کلیه فعالیتهای انتشارات پینار را دادند و مشکلات من از این روز شروع شد هر چند که بارها اعلام نمودم که اداره ارشاد استان آذربایجان شرقی صلاحیت اظهارنظر در خصوص انتشارات پینار را ندارد و انتشارات پینار در حوزه استان تهران و استان البرز(کرج) فعالیت دارد و هر گونه ارسال گزارش و یا اعلام تخلف در صلاحیت اداره ارشاد این استانها می باشد ولی به این موارد هیچ توجهی نشد و با اصرار به گزارش کذب اداره ارشاد آذربایجان شرقی که با هماهنگی اطلاعات تبریز ارسال شده بود، استناد کرده و نهایتا مجوزانتشارات پینار لغو و پرونده قضایی برای بنده تشکیل شد.

بارها به بنده زنگ می زدند که کجائی تهرانی یا آذربایجان و هر بار می گفتند دم دست باش جلسه برگزار شد به شما خبر می دهیم که خود شما نیز در جلسه تجدید نظر حضور داشته باشید اما زمانی که به وزارت ارشاد سر می زدم انگار کسی که با من تماس نگرفته بود،چندین بار کمالی نژاد نقش اول را در این بازی ایفا می کرد خود شخصا با من تماس می گرفت  و تاکید می کرد از تهران خارج نشوم ،تا اینکه چندین ماه به همین منوال سپری گردید در نهایت با کمال تعجب مرا به دادسرا کشانده و به اتهام نشر غیر مجوز کتاب در شعبه 12 دادسرای فرهنگ و رسانه محاکمه شده ام ودلیل ظاهری این اعلام جرم از طرف اداره حقوقی ارشاد تهران چاپ بدون مجوز کتابهای« تاریخ مختصر ترک» نوشته دکتر هیئت و مجموعه شعر «سئوگی آزادلیقدیر» سهراب طاهر می باشد ولی با بررسی و مطالعه پرونده مطروحه و برگزاری جلسه با آقای ضاربیان معاون حقوقی اداره ارشاد معلوم شد که اداره کل ارشاد استان آذربایجان شرقی بدون داشتن صلاحیت اداری اعلام نظر در خصوص انتشارات خارج از حوزه استانی آن اداره کل اقدام به ارسال گزارش به شماره 71-90/الف/م/مورخ 11/5/90 اقدام نموده است که گزارش سراسر کذب بوده و منویات اداره کل اطلاعات استان در آن کاملا مشهود است . ضمنا افرادی مانند آقای درّی معاون وزیر ارشاد و آقای کمالی نژاد در اداره کل کتاب که اشخاصی پان فارس و ضد آذربایجان می باشند،نقش عمده ای در سند سازی و طرح موضوع در هیئت رسیدگی به تخلفات ناشرین و ارجاع موضوع به اداره حقوقی جهت اعلام جرم داشته اند.و نهایتا روزی از دادسرا به من اطلاع دادند که شما احظاریه دارید و این آخرین مهلت است اگر نیایید حکم جلبتان صادر خواهد شد بنده بی خبر از تمامی افکار آنها پس از اینکه به دادسرا رفتم و وقتی اتهامات وارده را دیدم به وکیل محترم جناب آقای جعفرافشارنیا مراجعه کردم که ایشان نیز خیلی سریع اعلام وکالت کرده و پرونده را پیگیری کردند و وکیل به بنده اعلام کردند که ضامنی با در دست داشتن سند رسمی را پیدا کنم که در صورت صدور قرار وثیقه بتوانم با ضمانت آزاد شوم و به بازداشت نروم که بنده در این شرایط مادی و روحی هرگز چنین چیزی را نمی پذیرفتم که سراسر ذلت ، زورگویی و افترا بوده است .بنابراین در جلسات بعدی از حضور در دادگاه سر باز زدم که با دفاعیات حقوقی و پیگیری های مکرر وکیل محترم نهایتا قرار منع تعقیب صادرشد. ولی اداره کل ارشاد تهران مجددا با ارسال لایحه 4 صفحه ای و با ذکر مثالهایی از کتاب تاریخ مختصر ترک اقدامات انتشارات پینار در چاپ و نشر کتابهای ترکی را مصداق ترویج قوم گرائی،فرقه گرائی،ایجاد اختلاف و تفرقه در میان ملت ومخل تمامیت ارضی قلمداد نموده و به قرار منع تعقیب صادره اعتراض نموده است که پرونده در دادگاه جزایی در حال رسیدگی می باشد. اداره ارشاد با همکاری وزارت اطلاعات اصرار در بازداشت بنده داشتند که بنده نیز ناچار کشور را ترک کردم تا بتوانم از فرزندم و پتانسیلهای باقی مانده وجودم محافظت کنم و اندکی آزادتر به فعالیتهای فرهنگی و تحصیل خود ادامه بدهم و در راه فرهنگ و ادبیات آذربایجان و زبان ترکی قدمی برداشته باشم.

شریفه جعفری، مدیر مسئول انتشارات پینار