۱۳۹۱ آبان ۶, شنبه

آیا هواداری این تیم جرم است؟؛ گزارشی از دیدار تیم تراکتورسازی در تبریز


تك توران : شش ماه و اندی است خانه نرفتی. بیش از 1000 کیلومتر از خانه ات دور مانده ای و وقت آن رسیده است تا بار سفر به سمت خانه و کاشانه ات ببندی . اما 2 هفته قبل از بازی تراکتورسازی به تو خبر می دهند اگر این 2 هفته را هم بمانی فرصت خواهی داشت تا این بازی حساس را ببینی :تراختور-استقلال!
امروز شنبه است /29 مهر ماه 1391.... خیلی سخت از خواب بلند شدم! 2 روز قبلش رفته بودم تبریز تا یه پارچه نویس پیدا کنم و بدم تا این متن رو روی پارچه بنویسه: تــــــراختور محبوب قشــــقایی....
-متری سه هزار تومن، کلا میشه پانزده هزار تومان
این رو پارچه نویس به من میگه و البته وقتی میفهمه که چی میخواهیم روی پارچه بنویسیم کلی هم ذوق میکنه!
کلی خسته شده بودم از اون همه گشتن ...اما بالاخره تونسته بودم پارچه نویس پیدا کنم. ساعت 10 و نیم صبح شنبه گوشیم زنگ میزنه. به زحمت گوشی رو بر میدارم. دوستمه از تبریز....
-      سلام، هارادایان؟ دیئیرم بو پارچه یازان که وئرمیشدین آدرسی هارایدی؟ (سلام، کجایی؟ آدرس این پارچه نویس کجا بود؟)
آدرس را به او میدهم. میگویم تازه از خواب پا شده ام اما هرجور شده خودم رو تا ساعت دوازده و نیم میرسونم ورزشگاه. صبحانه که نخورده ام ، اما خوب به خاطر تراختور صبحانه با نهار یکی می شود. با عجله خودم را به ایستگاه دانشگاه می رسانم ،خوب اتوبوس رفته است. با آژانس و سپس با اتوبوس شهری خودم رو میرسونم ورزشگاه....
ساعت 12 و نیم رسیدم ورزشگاه. خودمونیم، خوش قول هم بودم! هنوز جمعیت زیادی ورزشگاه نیومده اما جایگاه TTTT تقریبا پر شده . اول از همه تو ورزشگاه جو سنگین انتظامی است که خودش رو نشون میده. یه 100 متر مونده به درب وروی ورزشگاه حدودا 10 تایی مامور هستن. من تو 10 متری اونها وایسادم اما یکی شون میاد بهم میگه: بوردا دورما، گئت او یانا! (اینجا نایست برو اونور!)...
به دوستم زنگ میزنم، میگه مشکلی تو دانشگاه واسش پیش اومده و تا ساعت 3 و نیم خودش رو حتما میرسونه. ضمنا به من گفت که پارچه رو گرفته اما بعید میدونه که بزارن ما پارچه رو ببریم داخل. بهش میگم و توضیح میدم که از لحاظ قانونی کار ما کاملا قانونی است.
گوشه ای از ورودی ورزشگاه نظر من رو به خودش جلب میکنه. یادم میاد که من تا حالا شال تراختور نداشتم. میرم و به فروشنده جوون میگم:
-بو شال لار نئچیه دیر؟(این شال ها چنده؟)
-2000 تومان، سیز اگر ائیستینیز اوجوز سالارام (2000 تومان اما اگه شما بخواهی ارزون تر حساب میکنیم)
-1500 وئر داها! (1500 حساب کن!)
-گوتور (بردار)
پول را به او داده ام .. او از لهجه ام متوجه می شود تبریزی نیستم. از من می پرسد:
-هارالی سن؟(کجایی هستی؟)
-شیراز، تورک قشقایی ام
و او به من 1000 تومن پس می دهد ، یعنی شال را 1000 تومان حساب می کند و من از شعفی که در چهره اش می بینم دلیل این تخفیف را درک میکنم....شاید جای دیگری نتوانم این همدلی را ببینم!
من تا آمدن دوستم وارد ورزشگاه میشم تا بتونم یه جای مناسب واسه نصب پارچه نوشته پیدا کنم...وای شروع شد! بازی رو نمیگم! گذر از یه لایه حفاظتی 4 لایه ای رو میگم... شاید کمتر جایی در ایران بشود این جور لایه های حفاظتی را پیدا کرد! البته شاید برای مامورین حفاظتی تماشاگران تراختور مهم تر از تماشاگران سایر تیم ها باشند!!
وارد ورزشگاه شده ام....ساعت از یک ونیم نیز گذشته و لحظه به لحظه به تعداد تماشاگران افزوده می شود. به محض ورود به ورزشگاه متوجه خواهی شد که اولویت مدیران ورزشگاه چیست... جایگاههای بدون صندلی باقیمانده از بازی فصل پیش تراختور-استقلال که تماشاگران با پول بلیط هایی که میدهند می بایست روی سیمان بنشینند و از طرفی تعداد تقریبا 80 دوربین مدار بسته در اطراف ورزشگاه آن هم فقط برای طبقه اول!!!!! گاهی در این جو فکر می کنم نکند اینجا مأمن تروریستهاست؟!!!!
امان از این خطوط موبایل در ورزشگاه که کاملا به صورت سهوی آنتن نمی دهند! الان نیم ساعته دارم به دوستم زنگ میزنم اما.... بالاخره آنتن میده ..میپرسم:
-هاردایانیز؟(کجایید؟(
-یولدا گلیرگ (تو راه داریم میاییم(
مکالمه قطع میشود و باز هم روز از نو .....
بالاخره بعد از نیم ساعت SMS میدهد. با خواندن SMS آب سردی انگار روی من خالی می شود....
-Ghoymadilar Parchayi Gatirag, Heyf Oldu!(نگذاشتند پارچه را بیاریم داخل ورزشگاه، حیف شد!(
اما من پیش خودم فکر میکنم مگر چه چیز عجیب و غریبی روی آن پارچه نوشته شده بود که نمی بایست به ورزشگاه راه یابد؟ مگر هوادارن دیگر تیمها در دیگر ورزشگاهها از چنین حقی محرومند؟ مگر تراختور در همین لیگ بازی نمی کند؟ مگر تماشاگران تراختور با دیگر تماشاگران فرق دارند؟ اصلا چرا در شیراز ورود پارچه ای مشابه این ممنوع نیست اما اینجا....مگر تبریز شهری از شهرهای این کشور نیست؟ و خیلی سوالات دیگر.....
به نظر شما کدوم یک از واژه هایی که در پارچه نوشته وجود داشت غیر قانونی بودند؟
تراختور
محبوب
قشقایی؟
در زیر تصویر پارچه نوشته ای را مشاهده می کنید که هیچ گاه به ورزشگاه تبریز راه نیافت!
و این هم تصویر پارچه نوشته ای که در شیراز به ورزشگاه راه یافت!!!
)نکته قابل ذکر اینکه متنی به همین منظور به برنامه نود فرستاده شد اما هرگز به دوربین نود راه نیافت! آن هم در حالی که دوربین نود 2 آبان 1391 تبدیل شده بود به پخش فیلم های خنده آور و بی ارزشی که توسط برخی بینندگان ارسال شده بود!(
تورک اوغلو 
 ( Turkqashqaie@yahoo.com)