۱۳۹۰ بهمن ۲۸, جمعه

مبارزان روشنگری تقدیم به دستگیرشدگان اخیر- محمد حقی


تک توران : جهل و نادانی انسان نسبت به امور زندگی یکی از عوامل کناره گیری و انزوا از اجتماع می باشد. کسی که از حقایق بی اطلاع است ودر جریان حوادث اجتماع قرار ندارد همواره سدی در راه پیشرفت و دگرگونی خود و جامعه می باشد. بسنده کردن به علوم به ارث رسیده از پدران، مقاوت در برابر هر گونه تحول و اندیشه ی نو، چشم بستن و عدم تعقل بر مسایل و حقایق موجود باعث می شود پندار آدمی را زنگار جهالت فرا گیرد. این جهالت و به دنبال آن انزوا از اجتماع ، چنان هویت فردی را دچار ضعف می کند که افراد به راحتی گرفتار افکار عمومی و یا قدرت های در حال سلطه  می شوند.


وقتی انسانی سعی نمی کند بر علم خود بیافزاید  و نمی خواهد و یا نمی تواند اندیشه خود را تغییر دهد واندیشه خود را  در روند جامعه بی تاثیر بداند و با راحت طلبی، ذخایر تفکرات گذشته اش را برای رویارویی با پدیده ها  و مسایلی که با آنها مواجه خواهد شد کافی بداند، جامعه محفل افرادی خواهد بود که با هر اندیشه ی نو مخالفت کرده و در نتیجه در برابر هر تحولی به مبارزه خواهند پرداخت.

عدم توانایی این مردمان در پاسخگویی به مسایل و مشکلات مطرح شده، ضعف علمی آنها در تحلیل و تناقضات رفتاری آنها در هر زمان زمینه بیداری وگرایش افرادی مستعد، به اندیشیدن و علم و آگاهی را فراهم آورده است. در مقابل این جهالت و اجتماع سرگردان، کسانی رشد می کنند که با استمداد از علم و آگاهی، گرد و غبار جهالت را از اذهان عمومی تکانده و روح اندیشه و آگاهی را در کالبد اجتماع می دمند.

جامعه آذربایجان سال هاست که تحت تاثیر سیاست های راسیستی و شوونیستی قدرت حاکمه در خواب غفلت و جهالت فرو رفته است. مردمانی بی تفاوت و ناآگاه از اجتماع ، بسان محمل اندیشه های پیشین بدون داشتن روح اجتماعی و شوق یادگیری و تفکر، بدون توجه به سیاست های اعمال شده، حقوق تضییع شده و آزادی بر باد رفته، به زندگی روزمره ی خود مشغول هستند. در چنین جوامعی همواره هستند کسانی که بر خلاف روند موجود به مبارزه با ناآگاهی برخیزند.

روزبه سعادتی، محمد احدی، افشین شهبازی، مهرداد کرمی و ... جملگی از نسلی هستند که در فضای تیره و تار حاکم بر جامعه آذربایجان، پرده های جهالت را کنار زده و با تحمل سختی ها و مشکلات، طریق روشنگری را می پیمایند.

روزبه سعادتی در مقاله ای با عنوان "بازداشت ابراهیم رشیدی مصداق پرخاشگری نظام تبعیض" می نویسد:

آگاهی و دانش انسان را از بند تردید می رهاند. همیشه کسانی که از احاطه و دانش کافی در زمینه ‌ای برخوردارند می‌توانند قاطع ترین و منطقی ترین تصمیمات را در آن زمینه اتخاذ کنند. در تاریخ بشر همواره این انسانهای آگاه هستند که درخشان ترین لحظه‌ها را بوجود آورده‌اند و جاهلان تاریک ترین‌ها را. تردید زاییده جهل است و جهالت انسان را به جزمیت می رساند و جزم بستن باب تعقل است. در دیگر سو این آگاهیست که انسان را شیفته آزادی و عدالت می کند. هرچه انسان آگاهتر باشد همانقدر آزادتر و بند گسل تر خواهد بود. در حقیقت آزادی آفریده و برازنده آگاهان است.

آری، این آگاهی و روشنگری است که این مبارزان را چنین شیفته ی آزادی و عدالت کرده است. این آگاهی و روشنگری است که باعث شده این مبارزان چنین خستگی ناپذیر در این مسیر قدم بردارند و مصائب و مشکلات را به جان بخرند.

هوشیاری و آگاهی، کسب علم و دانش و اندیشه راه نجات هر فرد و گروهی در هر برهه ای از زمان می باشد و در مقابل آن جهل و نادانی و عدم تفکر و اندیشه، فرد و اجتماع را به ورطه ی سقوط می کشاند. هر کس وظیفه دارد در مسیر آگاهی و اندیشه قدم بردارد و از مدد روشنگری آن آزادی و حقوق پایمال شده یک ملت را به ارمغان بیاورد  و این است شعار این بزرگ مردان مبارز وطنمان.