تک توران : نگاهی
به سابقه حرکت ملی آذربایجان و مرور فراز و فرودهای منتسب به آن بیانگر این نکته
است که حرکت ملی در آذربایجان با گذر از مسایل سخت و پیچیده ، به مرور و با حرکتی
سنجیده و حساب شده در حال نزدیک شدن به « درک واقعیت ها » و « پرهیز از افراط و
تفریط» در اکثر مسایل سیاسی روز میباشد که میتوان در آن نشانه هایی از بهبود
روش های مورد استفاده در روند حرکت ملی را ملاحظه کرد .
جواب قاطع و منطقی حرکت ملی به دعوت های مکرر و بعضا التماس گونه طیف به اصطلاح اصلاح طلب یکی ازاین موارد است .
جواب قاطع و منطقی حرکت ملی به دعوت های مکرر و بعضا التماس گونه طیف به اصطلاح اصلاح طلب یکی ازاین موارد است .
این
گروه از طیف های حاکمیت در ایران با سر دادن شعارهای عوامفریبانه که در برخی
موارد تا حد « بلاحت سیاسی » گردانندگان آن نیز پیش میرفت ، در این فکر
بودند که چگونه میتوان از نیروی بالقوه حرکت ملی آذربایجان استفاده نموده و آن را
در راستای اهداف طیفی و گروهی خویش به بالفعل تبدیل نمود . چنین تفکراتی زاییده ذهن
بیمار اصلاح طلبان کذایی بوده است ، همانهایی که در ایجاد و سازماندهی شوونیسم
افراطی در ایران بیشترین و بهترین نقش را داشته اند .
به
نظر می رسد سیاست اصلاح طلبان در دوره حکومت خودشان در ایران بر اساس شعاری زیبا و
گول زننده با نام « ایران برای همه ایرانیان » بر این اساس استوار بود که باید
تمام ایرانیان در خدمت ایرانی قرار گیرند که ساخته ذهن بیمارخود آنها بود و بر این
اساس تمام برنامه ها و اهداف خودشان را نیز بر پایه ساختن ایرانی مانند « ایران
رضاخانی » استوار کرده بودند ، پیداست ضربه ای که در اثر چنین سیاستی بر آذربایجان
و حرکت ملی آن وارد آمد ، به مراتب قوی تر و زیان بارتر از خسارات مادی بوده است
.زیرا گردانندگان این دسته ورشکسته ( اصلاح طلبان ) نیرو های حرکت را از درون دچار
چالش های اساسی کرده و نمای آن را نیز بر اساس سلیقه خودشان تزئین نمودند .
با
کنار رفتن آنها از صحنه سیاسی ایران و دریافتن این موضوع که جایگاهی در میان مردم
ندارند ، به شیوه انقلاب های رنگی در دنیا ، با انتخاب رنگی مشخص در صدد زیاده
خواهی بر آمدند و « پیراهن عثمان » توسط آنها بلند شد به این امید که مردم ایران
به حمایت از آنها بر پاخواهند خاست و حقوق یا ارث پدری آنها را مطالبه
خواهندنمود .
در
این میان بزرگترین سهم را نیز به مانند همیشه تاریخ بر عهده آذربایجان و مردم آن
نهاده بودند و به بیان بهتر ، آنها در صدد بودند که این بار هم از آذربایجان ،
مردم آن و حرکت ملی آن بیگاری بکشند . این جریان از انتخابات سال 1388 به شکل رسمی
کلید خورد و آنها به روش های مختلفی سعی در جریحه دار کردن احساسات پاک مردم
آذربایجان داشتند اما فرزندان این ملت اشتباهات نسل های گذشته را تکرار نکردند و
در دام شوونیست های افراطی فارس گرفتار نیامدند زیرا این احتمال داده میشد که
آذربایجان و فعالان حرکت ملی آن قربانی بده و بستان های سیاسی گروههای مختلف
حاکمیت در ایران شود که این رخداد پرهزینه با هوشیاری تمام رد شد و آذربایجان از
بزرگترین امتحان خود سربلند بیرون آمد .
لازم
به ذکر است این طیف از حاکمیت در ایران فعلا به حاشیه رانده شده است و سهم آن از
قدرت سیاسی در ایران به حداقل رسیده است ، اما علیرغم این ضعف باید
مراقب خیانت ها و برنامه های آنها باشیم زیرا این احتمال داده میشود
که در مراسم و موقعیت های مختلف ، عوامل آنها در شهرهای اذربایجان ضمن سوء اسفاده از
جومثبت حاکم برحرکت ملی آذربایجان ، خواسته های مشروع آن را در راستای بازی های
سیاسی خویش مصادره به مطلوب نمایند.
24/11/1390
