۱۳۹۰ بهمن ۲۴, دوشنبه

شش سال حبس قطعی جاوید هوتن کیان و سکوت اعجاب آور محمد مصطفایی!


تک توران : "مارکوس هلویگ" اخیرا و طی مصاحبه ای کوتاه، از شکنجه های وحشتناک اعمال شده به وی همکارش پرده برداشت."مارکوس هلویگ" همچنین خبر ازانتشار کتابی داد که در آن به تصویر دستگیری، بازجویی، شکنجه و بازداشتشان در اداره اطلاعات و زندان تبریز، پرداخته است.


"مارکوس هلویگ" و"جنز کوچ" دو خبرنگار آلمانی روزنامه ی "بیلدام زونتاگ" هستند که هجدهم مهر ماه سال گذشته و پس از مسافرت به تبریز جهت تهیه ی گزارش از پرونده ی سکینه محمدی آشتیانی به دفتر وکالت جاوید هوتن کیان مراجعه و در اثنای مصاحبه توسط مامورین اداره ی اطلاعات دستگیر شدند. این دو خبرنگار، قصد انجام مصاحبه با جاوید هوتن کیان ( وکیل سکینه محمدی آشتیانی) و سجاد قادرزاده پسر سکینه را داشتند که توفیقی دراین خصوص حاصل نکرده اند. ولی با این وصف، اتهامات سنگینی از قبیل جاسوسی، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به آنها منتسب شد و نهایتا خبرنگاران آلمانی به بیست ماه حبس تعزیری و جاوید هوتن کیان به شش سال حبس تعزیری، ابطال پروانه ی وکالت و محرومیت دایم از شغل وکالت محکوم شد.

تقریبا بعد از پنج ماه از تاریخ بازداشت خبرنگاران آلمانی  و به دنبال مذاکرات و معاملات پشت پرده ی معمول، مابین وزیر امور خارجه آلمان و ریس جمهور و وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، مجازات حبس شان با این استدلال  قاضی شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز که مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند به پنج میلیون تومان جزای نقدی تبدیل و به همراه وزیر امور خارجه آلمان تهران را به مقصد آلمان ترک کردند. مدتی بعد از آزادی این دو خبرنگار، سجاد قادرزاده نیز آزاد شد و تنها کسی که در آتش خشم سردمدران جمهوری اسلامی گرفتار ماند همانا جاوید هوتن کیان است.

"مارکوس هلویک" در مصاحبه ی کوتاه خود، که تقریبا یک سال پس از آزادی شان صورت گرفته مدعی شده است که تا به حال نتوانسته به زندگی عادی خود برگردد و شدت شکنجه ها و فریادهای گوش خراش سایر متهمان تحت شکنجه در اداره ی اطلاعات تبریز، هرگز از ذهنش دور نمی شود. همان موضوعی که من هم پیش تر و در چندین نوشته و مصاحبه از جمله در بی بی سی فارسی و دو مصاحبه در"تایمز لندن" عنوان کرده ام. مضافا بر این که، در آن مصاحبه ها متذکر این نکته هم شده ام که: جاوید هوتن کیان، حتی در صورت رهایی از اسارت هم به لحاظ شدت شکنجه های جسمی و روحی اعمال شده، قادر به بازگشت به زندگی عادی نخواهد شد.

با این مقدمه ی طولانی قصد پرداختن به سکوت اعجاب آور و معنی دار محمد مصطفایی دارم و این که چرا  تا به حال حاضر نشده است حتی یک جمله در مورد وضعیت هوتن کیان و یا حتی این که هوتن کیان وکیل سکینه محمدی آشتیانی است به زبان آورد.

زمانی که محمد مصطفایی با اتکاء به "ویزای شنگن" ماخوذه ی قبل از خروج اش از ایران که در پاسپورت اش نقش بسته بود و با ابراز خوشحالی از "باز شدن درب سفارت کشورهای اروپایی به روی اش"  در مقابل نور خیره کننده ی فلش های دوربین، با فراغ بال ازاذیت های اعمال شده به سکینه محمدی آشتیانی  ومخالفت با مجازات سنگسار و اعدام و "دیوانه حقوق بشر بودنش" داد سخن سر می داد، وکیل دیگر سکینه محمدی آشتیانی زیر ضربات مشت و لگد "سربازان گمنام امام زمان - شاخه ی تبریز" از زاییده شدنش پشیمان شده بود! شاید در آن موقع، برخی هیجانات و مجموع مسایل مذکور و یا عدم اطلاع از وضعیت هوتن کیان، محمد مصطفایی  را از مسئولیت اطلاع رسانی در خصوص وضعیت جاویدهوتن کیان مبرا می کرد. ولی جای بسی استعجاب است که چرا حتی پس از افشاگری اینجانب از آن چه بر سر هوتن کیان آورده اند باز هم سکوت اختیار کرد. آزارو شکنجه هایی که در طول سی و سه سال حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی، به ندرت در مورد وکیلی اعمال شده است. از تهدیدهای جنسی و حیثیتی نسبت به خود، همسر و فرزند خردسالش گرفته تا سوزانده شدن دست ها، پاها و بیضه هایش وسیله ی آتش سیگار و از شکسته شدن چند دندان و بینی اش تا خیساندن با آب و قرار دادنش در سرمای زیر صفر درجه ی تبریز. این سکوت معنی دار محمد مصطفایی، حتی در دیدار او با احمد شهید تداوم یافته و دربخش عمده ای از این دیدار که متن آن در اینترنت موجود است آقای مصطفایی صرفا به شرح جسارت ها، دلاوری ها و شهامت های خود پرداخته و حتی یک کلمه نه در مورد هوتن کیان و نه در مورد سایر وکلایی که تحت شکنجه، اسارت و تضییقات عدلیه ی جمهوری اسلامی قرار دارند، سخنی نگفته است. در مورد دیگری، این سکوت معنی دار به انکار تبدیل شده است. بدین شرح که در برابر انتقاد من از برخی روزنامه نگاران از عدم انعکاس و انتشار وضعیت وخیم و تاسف بار جاوید هوتن کیان، دلیل آن را انکار محمد مصطفایی و عدم امکان وقوع چنین شکنجه هایی عنوان کرده اند.

گویی، حس نخوت شدید محمد مصطفایی، وکیل دیگری سوای او را برنمی تابد. چنین حسی، آقای مصطفایی را وا می دارد که در زمان اعلام نظر رئیس دادگستری آذربایجان شرقی در خصوص امکان تبدیل مجازات سنگسار سکینه محمدی آشتیانی به اعدام با طناب دار،در مصاحبه ای از"اعطای ماموریت" به چند همکار وکیل بدون ذکر نام آن ها جهت وکالت از سکینه محمدی آشتیانی بسنده کرده و از اذعان به این واقعیت، که  وکیل سکینه محمدی آشتیانی دربند متادون زندان تبریزتحت غیر انسانی ترین شرایط است طفره رود. جاوید هوتن کیان، یک ماه پس از همکار شیرزن ام نسرین ستوده، بازداشت شده است. در حالی که آوازه ی  نسرین ستوده، قاره های دنیا را درنوردیده است، جاوید هوتن کیان وکیلی که جهانیان موکله اش را بیشتر از اومی شناسند در اوج  گمنامی و بایکوت، در زندان تبریز و در کنار معتادین به مواد مخدر و مجرمین خطرناک با مصرف روزانه چندین قرص اعصاب در مسیر زجرکشی  قرار گرفته  و امکان هرگونه تماس تلفنی و ملاقات و حتی مکالمه با سایر زندانیان از وی سلب شده است. حتی مسئولین زندان تبریز، جهت ممانعت از درز اخبار جدید از وضعیت هوتن کیان، سایر زندانیان را در صورت ارتباط با وی تهدید به قطع مرخصی و ممنوع الملاقات شدن کرده اند. 
نقی محمودی – وکیل دادگستری