9مهر نزدیک است. چشم ها منتظر لشگر آذربایجان در دانشگاهها است. اما مثل اینکه این لشگر خبری از قیام ندارد. آری با تو ام. من منتظر، تو منتظر، پس چه کسی دوستان را صدا خواهد کرد. در تابلو اعلانات، اعلانی نیست، در تخته سیاه جز درس نوشته ای نیست.
در سرویس هم چیزی نمی بینم. با خود می گویم پس سربازان بابک کجا رفته اند. اما می دانم این آرامش قبل از طوفان است حتما سربازان بابک نقشه ای دارند. همه را صدا خواهند کرد شنبه همه یاشاسین آذربایجان خواهند گفت. یاشاسین دیلیم یاشاسین وطنیم. باید به همه بگوییم دارند دریای ما را اعدام می کنند. امروز دریای آبی ما قرمز شده است فردا خاک سبز ما به رنگ کویر خواهد شد. باید بگوییم آذربایجان از اول بوده و تا آخر خواهد بود چه بخواهند چه نخواهند. باید دوستان را صدا کنیم شنبه امتحان سختی داریم باید از همین امروز و باهم بخوانیم. اینبار اگر قبول نشویم هیچ کس ما را نخواهد بخشید. اگر دیر بجنبیم باید رفتن فلامینگوها را باور کنیم.
