تك توران : روستایی که زندگی اش با آب و نان خلاصه می شود و آرزوهایش در کوچه پس کوچه های خاکی و پهنی ده از جیبهای پاره پاره گشته اش مانند پولهای نداشته اش می ریزد و از فرط کار زیاد مجال متجسم سازی رویاهایش را ندارد ، روستایی که از تقسیم خوشبختی ها مانند تقسیم بوجه جا می ماند و به ناچار بدبختیهای جا مانده در تغار روزگار نسیبش می شود ، پاک و طبیعی ماندنش او را مضحکه ی خاص و عام می کند ولی او باز با تمام تمیزی روحش به خنده ها و مسخره های همنوعان شهریش از ته دل می خندد .
نمایش پستها با برچسب برای مردمی که شانه هایشان قدرت نگهداری آوار را نداشت. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب برای مردمی که شانه هایشان قدرت نگهداری آوار را نداشت. نمایش همه پستها
۱۳۹۱ شهریور ۷, سهشنبه
برای مردمی که شانه هایشان قدرت نگهداری آوار را نداشت
تك توران : روستایی که زندگی اش با آب و نان خلاصه می شود و آرزوهایش در کوچه پس کوچه های خاکی و پهنی ده از جیبهای پاره پاره گشته اش مانند پولهای نداشته اش می ریزد و از فرط کار زیاد مجال متجسم سازی رویاهایش را ندارد ، روستایی که از تقسیم خوشبختی ها مانند تقسیم بوجه جا می ماند و به ناچار بدبختیهای جا مانده در تغار روزگار نسیبش می شود ، پاک و طبیعی ماندنش او را مضحکه ی خاص و عام می کند ولی او باز با تمام تمیزی روحش به خنده ها و مسخره های همنوعان شهریش از ته دل می خندد .
اشتراک در:
پستها (Atom)